غرغرهای من

از انیمه یاد گرفتم (۱)




 چیزی که از انیمه‌ی SanGatsu no Lion یادگرفتم این بود که، درسته که باختن خیلی بده و به آدم سخت میگذره. اما اون کسی که برده سختی بیشتری رو داره تجربه میکنه.

۲۲ خرداد ۹۸ ، ۰۴:۲۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Watashi

استاد

یک استادی در دانشگاهمون داریم که نحوه‌ی تدریسش خیلی باحاله و به میزانی که سرکلاس فعالیت میکنی یا توی گروهش که توی تلگرامه میتونی در ترم نمره بگیری اونقدر که آخر ترم از دادن امتحان معاف بشی.
بنا به دلایلی من ترم پیش برای چندتا از بچه‌ها تحقیقاشون رو برای این درس درست کردم. و همشون از امتحان معاف شدن. برای همون من با این استادمون کلاس برداشتم. گفتم من که راحت میتونم ازش معافیت رو بگیرم. 
الان باید بشینم برای امتحانش بخونم چون من رو معاف نکرده. علاوه بر اون فردا یک امتحان تخصصی با یک استاد خیلی سختگیر هم دارم. و از شنبه است که تا حالا نخوابیدم. و علاوه بر همه‌ی اینٔها پس فردا هم دوباره دوتا امتحان که یکیش فوقالعاده سخته رو دارم. و بعد از اون پنجشنبه روز کنکورمه.
بالاخره مزخرف ترین فصل امتحانات عمرم رو تجربه کردم.
۲۰ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۲۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Watashi

کارهای جدید

همیشه شروع برای یادگرفتن یک چیز جدید به همون اندازه که هیجان انگیزه به همون اندازه هم دردناکه

۱۷ خرداد ۹۸ ، ۲۱:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Watashi

چله نشینی

یه مدته کارهایی که دارم انجام میدم خیلی زیاد شدن. از درس خوندن و کار کردن گرفته تا کتاب خوندن و فیلم خوندن. همه‌ی اینا باعث شده هرکاری که میکنم احساس این گناه رو داشته باشم که چرا به بقیه کارهام نمیرسم و از انجام هیچ کاری لذتی که باید ببرم رو نمیبرم. 

من آدمی هستم که به شدت نامرتب و بی‌برنامه است. برای همین تصمیم گرفتم یک برنامه‌ای رو روی خودم اجرا کنم به اسم Get your shit together in 40 days. قراره توی این چهل روز برای خودم برنامه بنویسم و به برنامه‌ام عمل کنم. 

معمولا آدمی نیستم که زیاد پای برنامه‌اش بشینه. اما اینبار باید با دفعه‌های قبل فرق کنه.

۱۴ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Watashi

مگس

اولین بار توی عمرم یک مگس رو دیدم که موقع پروازش نتونست رو پاهاش فرود بیاد و با پشتش افتاد روی میزم. با اینکه اصلا دلم نمیخواد دست به کشتن بزنم اما اگه مگس به این خنگی رو نکشم، احساس میکنم نسبت به جامعه مگس‌ها دارم خیانت میکنم که بهش فرصت ازدیاد نسل میدم.

۰۷ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Watashi

خشونت علیه مردان

بعد از اینکه یک شب تمام مشغول خوندن مطالب مربوط به خشونت علیه زنان بودم، و صد البته که تمام حرفایی که میزدن درست بود. از انواع خشونت‌هایی که وجود داره و جاهایی که به این زن‌ها سخت گرفته میشه. تجربه‌های بد زنان در محیط خانه، کار، دانشگاه و مدرسه و درکل هر محیطی که توش حضور دارن. 

با این حال به نظر من موقعی که میخوایم یک موضوع رو برجسته تر کنیم تا اذهان عمومی رو متوجهش کنیم، بهتره که در مورد برعکس اون موضوع هم صحبت کنیم. ما توی دنیایی زندگی میکنیم که هرکس در موضع قدرت قرار میگیره سعی میکنه از موقعیتش سو استفاده کنه. هستن، زنهایی که از موقعیت خودشون استفاده میکنن تا زندگی مردها رو کنترل کنن. به نظر من باید به هر دوجنسیت آموزش داده بشه، و هر کدومشون یاد بگیرن که جنسیت مقابلشون برای استفاده اونها آفریده نشده و اینکه دو جنس باید همدیگه رو درک کنن و همدیگه رو در موقعیت‌های برابر ببینن. رابطه‌ای که یک کدوم موقعیت خودش رو بالاتر از فرد مقابلش ببینه به جایی نمیرسه.

در کل منظورم اینه که آموزشهامون نباید یک طرفه باشه. 

۰۷ خرداد ۹۸ ، ۰۵:۵۴ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Watashi

زمین انسان‌ها

گاهی اوقات آدم که یک کتاب جدید رو شروع میکنه با خودش میگه چرا من زودتر سر این کتاب نرفتم. امروز بعد از خوندن سومین بخش از کتاب زمین انسان‌ها، بغض کردم که چی باعث شد که این کتاب رو بعد از خریدنش مدتها بزارم در قفسه کتاب و به سراغش نرم، یا اینکه چرا این کتاب رو سالها قبل تر از این ندیدم. با این حال میدونم اگه قرار بود این کتاب رو ۴ سال یا ۵ سال قبلتر از این میخوندم. جملاتش اینقدر تاثیرگذار تر نمیشد. مطمئنا نگاهی که امروز نسبت به زندگیم دارم باعث شده تا بتونم با تک تک جملات کتاب ارتباط برقرار کنم. همچنین شک دارم اگه اون موقع میتونستم جذابیت ترجمه زمین انسان‌ها رو که استاد سروش حبیبی انجام دادن درک کنم. با اینکه نخوندنش حسرت زیادی برام داره اما خوشحالم که الان میتونم بخونمش و شیرینی‌های متن و احساسات نویسنده رو درک کنم.

۰۷ خرداد ۹۸ ، ۰۴:۴۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Watashi

من خوش‌شانس

یکی از بدترین اتفاق‌هایی که میتونه توی زندگی خوابگاهی بیافته، اینه که شیر رو گذاشته باشی روی گاز تا جوش بیاد و بعدش یادت بره. اون موقع‌است که چنان بوی شیر سوخته کل خوابگاه رو فرامیگیره که تا دو طبقه پایین‌تر و دوطبقه بالاتر بوش میپیچه و کلی سر هستن که از در اتاق بیرون کشیده میشن تا بی‌مسئولیتیت رو بارها و بارها گوشزد کنن تا اینکه تا آخر عمر به سرت نزنه که دوباره بخوای توی خوابگاه شیر بجوشونی.

اما امروز بنا به یک اتفاق بسیار خوش یمن و عالی درست سر بزنگاه پای گاز رسیدم و موقعی که شیر داشت از سر قهوه جوش لبریز میشد خودم رو از سرزنش همسایه‌هام نجات دادم.

۲۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۳:۱۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Watashi

موی کوتاهم آرزوست

برای من همیشه کوتاه کردن مو مثل یک شروع دوباره است. وقتی که موهات رو کوتاه میکنی یعنی اینکه داری به خودت فرصت یک رشد دوباره رو میدی. برای همین از دوران کودکی عاشق کوتاه کردن موهام بودم. وقتی که موهاک رو کوتاه میکردم توی آینه خودم رو نگاه میکردم و به خود جدیدم سلام میکردم و براش آرزوی موفقیت میکردم.
برای چندمین باره که میبینم چیزها به خوبی پیش نمیرن، دوست دارم برطبق رسم همیشگی موهام رو کوتاه کنم و یک فرصت دوباره به خودم بدم.
۲۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۳:۱۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Watashi

منِ مسئولیت پذیر

شاید به نظرم یکی از سخت ترین کارهایی که میشه کرد وبلاگ نویسیه. برای داشتن یک وبلاگ باید اول از همه بتونی مسئولیت پذیر باشی که مطمئنا من یک آدم مسئولیت پذیر نیستم. اما همیشه به طور عجیبی نوشتن رو دوست داشتم. برای همین گفتم شاید این بار بتونم مسئولیت داشتن یک وبلاگ رو داشته باشم.


۱۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۲:۳۳ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Watashi